احزاباخبار عمومیاشخاص سیاسیاطلاعیه ستاد انتخاباتانتخابات 1402انتخابات 1403انتخابات اتحادیه و اصنافانتخابات بین المللانتخابات ریاست جمهوریانتخابات شورای روستاانتخابات شورای شهرانتخابات شورای نگهبانانتخابات فدراسیونانتخابات مجلس شورای اسلامیانتصابات انتخاباتیتبلیغاتتبلیغات انتخاباتی
موضوعات داغ

استراتژی بالا دستی حکومت در انتخابات

سلیقه ی حاکمیت در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری

استراتژی حاکمیت

حاکمیت در کشور با پنچ مرحله اصلی از اهداف در سطح مدیریت کلان مواجه است:

1- آرمان یا چشم انداز

2- ماموریت

3- استراتژی

4- اهداف

5- سیاست ها، دستورالعملها و رویه ها

دو مرحله ی آخر در سطح دولت و وزارتخانه و ادارات، برگرفته از استراتژی ها، صادر و اجرا می شود. مراحل 4 و 5 نه لطمه ی بزرگی به دستاوردهای ملی می زنند و نه گل ویژه ای به سر کشور می زنند. تنها هزینه های اداره ی مملکت را کم و زیاد می کنند. در واقع بازی بین اثربخشی و کارآیی است.

مرحله ی سوم را رییس جمهورها انتخاب می کنند. مثلا ابراهیم رییسی(رییس جمهور شهید) استراتژی خود  را ارتباط با کشورهای همسایه بنا کرد. از طریق چندجانبه گرایی یکی از روشهای رسیدن به ماموریتهای کشور، امتحان شد که متاسفانه ناتمام ماند.

اما مرحله ی ماموریت. این مرحله شامل بخش بالادستی  و بخش ریاست جمهوری است. بخش از ماموریتهای حکومت برای توسعه رفاه و زیرساختها برای مصرف کنندگان داخلی است که عمدتا توسط هیات دولت و شخص رییس جمهور تدوین می گردد.

اما بخش بالا دستی ماموریت، عمدتا توسط لایه پنهان بالادستی حکومت، طراحی و تدوین می گردد. بعنوان مثال در حمایت از آرمان آزادی بخش فلسطین، رئیس جمهور که باشد تفاوتی داشته است؟ از سید محمد خاتمی اصلاح طلب تا رییسی اصولگرا. این لایه ی پنهان حکومت است که چنین ماموریتی را تدوین می نماید.

اما آرمان یا چشم انداز و یا Vision با افقهای بلند مدت و تصویر کشور، ارتباط دارد. تصویری که از ایران در 20 سال آینده مطرح است ، از این چنین سندهایی نشات می گیرد. مثل سند چشم انداز 20 ساله ی ایران.

ویژن خیلی قابل سنجش نیست. یعنی نمی توانیم بگوییم 20 درصد محقق شده و یا 80 درصد خطا داشته ایم. KPI این مرحله کیفی و توصیفی است. اینکه از نگاه اسپانسرها و بالادستان حکومت چقدر موفق عمل کرده ایم می تواند موفقیت در این مرحله را تعیین نماید.

حکمرانی
انتخابات در ایران

استراتژی بالادستی حاکمان جمهوری اسلامی در انتخابات

اصولا حاکمان جمهوری اسلامی ایران، اعداد کوچکی را برای رشد و توسعه اجتماعی در نظر می گیرند. این ضریب رشد انقباضی و قطزه چکانی، مزایای بزرگی برای حکمرانی دارد:

  • کنترل راحت تر شاخص ها و متغیرها
  • هزینه کمتر کنترل، بازخورد، تغییر
  • احتمال ضعیف مواجهه با اتفاقات و موارد غیرقابل پیش بینی

در مجموع برای حکمرانان جمهوری اسلامی ایران، پرهیز ار آنتروپی و طی کردن روند کند توسعه اجتماعی و تثبیت ساختار حکمرانی، انتخاب اول و جزو ابر استراتژی های بالا دستی است. در این مسیر انتخابات ریاست جمهوری هم مستثنی نمی باشد.

حکمران جمهوری اسلامی 2 بار این مسیر آموخت. بار اول در زمان انتخاب سید محمد خاتمی  بعنوان رییس جمهور اصلاح طالب بود. وقتی که بر خلاف روال و مسیر طبیهی جامعه، خواست و گرایش مردم به سمت حرفهای نو محاطفه کارانه و حتی هنجارشکنانه رییس اصلاحات چرخش نمود. وبار دوم در طول ریاست جمهوری احمدی نژاد بود که زیر میز زد و قواعد حکمرانی را زیر سوال برد.

اینها به حکمران جمهوری اسلامی آموخته که از هیجان کاذب پرهیز کند. به صحنه آوردن مردم به چه قیمتی؟ این سوالی است که خکمران با خود مطرح می نماید. هزینه فایده ی شور و شوق انتخاباتی در جامعه باید در نهایت به صلاح حکمران و طرح و برنامه های ایشان باشد. از این روی، ابر استراتژی حکمران جمهوری اسلامی ایران، پرهیز از آنتروپی است.

حکمرانی در جمهوری اسلامی
حکمرانی در جمهوری اسلامی

آنتروپی، دشمن حکمران جمهوری اسلامی

در هر آزمایش اجتماعی برای سنجش و آزمودن، باید عناصر مورد سنجش ثابت نگاه داشته شود. مثلا می خواهیم تاثیر موضوع الف روی موضوع ب را بسنجیم. در این لحظه باید کلیه عناصر غیر از این دو را ثبات نگه داریم. وگرنه چگونه می توانیم قضاوت کنیم که نتیجه تاثیر این دو روی هم بوده است.

بگذریم. قصد نداریم در این مقاله به مطالب تخصصی علوم سیاسی بپردازیم.

حکمران جمهوری اسلامی ایران از آشفتگی و به هم ریختگی گریزان است. نظام تمرکز گرای جمهوری اسلامی، موفقیتهای خود را مرهون کنترل و نظارت است. او به رشد متوازن همه ی مهره هایش اعتقاد دارد. ا. معتقد است که مهره های این شطرنج باید هم قد و قامت به حرکت ادامه دهند و در خدمت حفظ تعادل و آرامش باشند.

حالا انتخابات ریاست جمهوری هم از این قواعد مستثنی نیست. کل حکایت ریاست جمهوری برای پرهیز از آنتروپی و حفظ شیب و روند رشد است. حالا چه می شود اگر خود انتخابات این ریاست جمهوری به آشوب بیانجامد؟

خیر. اشتباهات گذشته را کنار می گذاریم. دیگر قرار نیست نه روند انتخابات و نه

نتیجه انخابات در جمهوری اسلامی ایران
iran election

شخص رییس جمهور ایجاد بحران نمایند. آن هم در شرایط خاصی که ابرپروژه ی دیگری بنام “هماهنگ سازی” در جریان است. نه. یک روند انتخابات عادی. با گزینه های جذاب اما دور از آشوب. پس به تعبیر و حدس نگارنده گزینه هایی چون سبد محمد خاتمی، محمود احمدی نژاد و چنین بازیگرانی که قبلا سابقه ی آنتروپی داشته اند، قرار نیست در این ابر استراتژی باز باشند.

 

چه کسی رییس جمهوری چهاردهم ایران خواهد بود؟

آنچه تا اینجا خواندید مرور یک بخش از علم کشورداری بود نه خبر و اطلاع مستند. در واقع برداشتهای شخصی نگارنده از روند جاری در کشور ایران است. بر اساس این منطق خبر از آینده کار پیشگویان است یا کسانی که به بدنه ی حاکمیت متصل می باشند.

اما می شود حدس زد که چه کسانی به این قاعده نزدیک و چه کسانی دور هستنند:

1- سعید جلیلی گزینه ی بسیار مناسبی است. اولا قواعد حکمرانی را خوانده و هماهنگ است و ثانیا می تواند روی ریل حاضر رییس جمهور قبلی قرار بگیرد. مشکل اینجا است که با ابر استراتژی هماهنگ سازی، ناسازگار است. ( در اینجا قصد تشریح ابر استراتژی هماهنگ سازی را اصلا نداریم.) پس فعلا سعید جلیلی را بعنوان گزینه ی اصلی در نظر نمی گیریم.

2- علی لاریجانی قاعده ی بازی را در طول سالها عضویت در لایه های حکمرانی آموخته است. او تاکنون زیر میز نزده است و مهره ای قابل اعتماد است. اتفاقا با ابراستراتژی هماهنگ سازی هم هماهنگ است. مشکل او عدم همراهی با خرده توده های اجرایی کشور است که مخالف قاعده ی آنتروپی است. بر این اساس می توان علی لاریجانی را یکی از گزینه های دست دوم لحاظ نمود.

3- علیرضا زاکانی گرچه با ابراستراتژی ضد آنتروپی هماهنگ است اما در جریان بازی نیست. عمق سیاسی او کم است. شخصیت کاریزماتیک او ضعیف است. او نمی تواند با طیفهای مختلف کار کند و دافعه ی او بیش از جاذبه ی اوست. این ویژگی باعث می شود اوج سمتی که در این بازی به او تعلق می گیرد، سمتهای اجرایی چون شهرداری باشد.

4- سعید محمد یک نخبه ی حزب الهی. کاش می شد فردی مانند دکتر سعید محمد زمام امور را به دست بگیرد. او با الگوهای معرفی شده توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی هماهنگ است. معظم له می فرماید: دولت جوان مومن انقلابی … . این الگو بسیار شبیه سعید محمد است. صد حیف که او خیلی زود زیر میز زده است. ماجرای هلدینگ یاس و قالیباف برای او هزینه ی اساسی داشت.

5- سردار وحید حقانیان. سورپرایز این دوره انتخابات ریاست جمهوری. اسم او سالها در کنار شخص اول کشور ایران مطرح بوده است. تصویر او، جسم او و … . او به قواعد بازی آشنا است. شخصیتی کاریزماتیک دارد. با رجل سیاسی آشنا و هماهنگ است . او را بعنوان رییس قبول دارند و نشان داده که قابل اعتماد است. از موضوعی که اخیرا برای ایشان اتفاق افتاده است بگذریم، دو استراتژی مطرح می باشد.

یا ایشان با اذن معظم له در انتخابات پا گذاشته است که در اینصورت شکی در انتخاب ایشان بعنوان رییس جمهور برای ما نخواهد بود.

و یا شایعه های اخیر در مورد دوری ایشان از بیت، صحیح است و ایشان به انتخاب شخصی در انتخابات شرکت کرده اند و در اینصورت مورد احراز صلاحیت ایشان مورد تردید خواهد بود.

تا اینجا که روز سوم ثبت است، مهره ی جذابی که ارزش پرداختن در این مقاله را داشته باشد، ثبت نام نکرده است. احتمالا در روزهای آینده، این مقاله بروز خواهد شد.

 توضیح اینکه این مقاله در سطح متوسط  و پیشرفته ی جامعه شناسی سیاسی نگارش شده است. ممکن است برای افرادی با دانش آکادمیک کمتر، تعبیراتی در مورد گرایشهای سیاسی نگارنده پدید آید. در توضیح این موضوع باید اضافه نمود که نگارنده اعتقاد تام به نظام مقدش جمهوری اسلامی ایران داشته و این مقاله برای تشریح روندهای تصمیم سازی در لایه های مختلف حاکمیت است. در اینجا منظور از حکمران شخص خاصی نیست و اشاره به افراد تصمیم گیر در لایه های بالای حکومت مقدس جمهوری اسلامی ایران دارد.

وحید بخشی|خرداد 1403

 

 

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا